تبلیغات
پرستوی مهاجر - بازی با مرده بن لادن
به وبلاگ خودتان خوش آمدید امیدوارم لحظات مفید و خوشی را در این پایگاه سپری نمائید

بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 15 خرداد 1390
شبکه القاعده مرکب از بازماندگان دکتر عبدالله عزام فلسطینی حامی گروه های تندرو مجاهدین مقیم پیشاور و بنیاد گذار فکری جنبش حماس بود که بعد از یک جا شدن با سازمان الجهاد دکتر ایمن الظواهری روحانی تندرو مصری تبدیل به گروه مخوف قاعده الجهاد یا همان القاعده گردید. عبدالله عزام که قبل از پیروزی مجاهدین در پیشاور ترور شد،او دارای تفکر سلفی تندرو و در عین داشتن عقبه علمی و فکری بود.



 

محمد تقی مناقبی:

هفت روز پیش رئیس جمهور اوباما اعلام کرد که : عدالت اجرا شد! نیروهای ویژه آمریکا در ساعت یک و نیم نیمه شب به وقت محلی مقر بن لادن در شهر خوش آب و هوای ابیت آباد را اشغال و بعد از چهل و پنج دقیقه درگیری او را کشته و جنازه اش را به دریا انداخته است!

 

اعلام این خبر، بسیاری را در شوک فروبرد و شماری از شهروندان آمریکایی را به رقص و پایکوبی و شماری از تندروان پاکستانی و جنبش حماس را به ناله و واکنش منفی واداشت. در این هفت روز سخنگویان قصر سفید هر بار که در حضور خبرنگاران ظاهر می شوند، حرف قبلی خویش را نقض کرده سخن جدید در باره بن لادن و شاهکار قتل او برزبان می رانند. شاید میخواهند یک سر این قضیه رمز آلود همیشه در ابهام باقی بماند؛ مثلا در روز اول اعلام شد که بن لادن قریب یک ساعت مسلحانه مقاومت کرده است. بعد از چند ساعت گفتند که غیر مسلح مقاومت می کرده است. بعد گفتند که زنش را سپر انسانی قرار داده بوده است. بعده گفتند که نه اصلا زنش هم نبوده بلکه همانطوری کشته شده است. شاید روزهای آینده راویان اخبار و ناقلان آثار و طوطیان شکرین گفتار بازهم روایت داستان را عوض کنند و حتی ممکن است قهرمان داستان هم عوض شود و بگویند که مثلا ما بن لادن را نکشتیم بن آدم را کشتیم! حکایت مرگ و زندگی بن لادن تأملاتی چندی را قابل بررسی می سازد:

 

۱- شبکه القاعده مرکب از بازماندگان دکتر عبدالله عزام فلسطینی حامی گروه های تندرو مجاهدین مقیم پیشاور و بنیاد گذار فکری جنبش حماس بود که بعد از یک جا شدن با سازمان الجهاد دکتر ایمن الظواهری روحانی تندرو مصری تبدیل به گروه مخوف قاعده الجهاد یا همان القاعده گردید. عبدالله عزام که قبل از پیروزی مجاهدین در پیشاور ترور شد، دارای تفکر سلفی تندرو و در عین داشتن عقبه علمی و فکری بود. اسامه بن عوادبن لادن جوان جویای نام عرب در آن زمان نتوانست اندیشه های عبدالله عزام را هزم کند. راه خود را از او جدا کرد، اما بعد از مرگ مشکوک عزام، این جوان بقایای نیروهای او را با اسلحه و پول هنگفت خویش دور خود جمع کرد و نخستین گروه های مسلح مستقل عرب – افغان را شکل داد. تا این زمان بن لادن رهبر گروه نظامی گمنام در جنوب افغانستان بود تا این که بعدها ایمن الظواهری به او پیوست و دایره گروندگان و داوطلبان ورود به سازمان او شامل جغرافیای وسیعی از فلیپین تا کشور مغرب در غرب آفریقا و حتی کشورهای آمریکا و انگلستان گردید. جنگ های نفت در خلیج فارس، سردرگمی وعقده جوانان منطقه، فساد و استبداد سیاسی حاکم بر جهان عرب، بی کفایتی حکومت مجاهدین، پای بن لادن را به سودان و موضع گیری علیه برخی حکام فاسد منطقه کشاند. بن لادن با عملیات تروریستی در ظهران عربستان و انفجار سفارت های آمریکا در کینیا و تانزانیا تبدیل به نام جهانی شد. بن لادن پا به پای سازمان تروریستی استخباراتی آی اس آی پاکستان برای استقرار طالبان جنگید و مردم افغانستان را برای استقرار حکومت مورد نظر سلفیت محمدبن عبدالوهاب نجدی و ابن تیمیه اموی، پیشوایان وهابیت مدرن بارها قتل عام نمود.

 

۲- بن لادن و سازمان او نشان داد که جز یک بدنه فولادین نظامی، چیزی برای جوان مسلمان قرن بیست و یک ندارد. حکومت سیاه طالبان، اوج آرزوی اتوپیایی بن لادن بود و او سر خم کرد و دست ملای بیسواد قریه ی در شمال قندهار را به عنوان امیر المومنین بوسید و بیعت کرد. این امر نیز گواه دیگری بود که این جوانک سرخورده و تفنگ بر دوش عرب، چیزی قابل عرضه ای در زیر عمامه سپیدش ندارد. بلکه هرچه دارد در جیبش هست نه در مغزش. جنگ افغانستان به فرسایش کشیده شده بود. آرامش و سکون سوهان روح بیقرار او بود. زیرا که اتوپیای آرزوهایش ناقص الخلقه متولد شده و در انزوا و نفرت از خون زنان و کودکان افغانستان تغذیه می کرد. بن لادن برای این که سنگی بر این سکوت مرگبار مرداب انداخته و بخت سیاه خویش را آزموده باشد، دو هدف را نشانه گرفت: از میان برداشتن احمدشاه مسعود برای از بن بست خارج کردن جنگ در افغانستان و نیز فرو ریختن هیمنه آمریکا که فکر می کرد از درون پوسیده است و با یک تلنگر او فروخواهد پاشید. او تمام تجارب و توان سازمان القاعده را در این بازی وارد میدان کرد. قماری که پنجاه پنجاه از نظر او احتمال برد داشت؛ اما بدون تردید، بن لادن همان زمان که برج های دوقلو را آوار زمین کرد، همه چیزش را باخت. بن لادن، حتی قبل از انفجارات نیویورک مرده بود. القاعده چیزی برای رو کردن نداشت. حملات یازدهم سپتامبر شوک وارد کردن به جسد بیجان و تاریخ مصرف گذشته ی یک سازمن بی ریشه و فاقد آیدیالوژی سیال و فعال بود. سازمانی دارای یک بدنه آهنین تو خالی و پوک و یا مملو از عقده حقارت.

 

۳- آمریکا، که خود در پیدایش این سازمان نقش داشته و شماری از رهبران حزب جمهوریخواه شریک تجاری بن لادن بودند، جنگ علیه تروریسم را برای بازگرداندن هیمنه و آبروی ریخته شده سمبل اقتدار لیبرالیسم غرب و نیز برای توسعه طلبی و گسترش حوزه های نفوذ خود در سرزمین آسیای میانه راه انداخت. شرکت های یونیکال و بریداس در زمان طالبان نتوانستند این مهم را برآورده سازند و بوی وسوسه انگیز نفت تحمل این غول صنعتی گرسنه را از کف خارج کرده بود. از این رو بی مهابا به سرزمین افغانستان و عراق یورش آورد. راستی! هدف جنگ علیه کی و چه سازمانی بود؟ در عراق جنگ برای یافتن سلاح هسته ای که ساخته و پرداخته ذهن مریض تونی بلر صدر اعظم شیاد انگلیس بود. بعد از چندین سال ویرانی و قتل ده ها هزار انسان تنها با یک جمله همه چیز تمام شد: ما اشتباه کردیم! بعد برای این که سرو ته قضیه را به هم بدوزد صدام و خاندان او را سلاخی کردند. صدام در محاکمه اش حرف درستی بر زبان آورد. گفت باید صندلی دیگری در کنار من برای محاکمه آقای ریچارد هالبروک آمریکایی بگذارید زیرا او نیز در کارها شریک من است. دقیقا سخنی که چند سال قبل از او میلاسویچ صرب در محکمه جنایات جنگی بوسنی بر زبان راند و گفت هالبروک شریک جنایت های من است و مشوق من بوده!

 

در افغانستان، حکومت طالبان پاشیده بود.هدف دیگری وجود نداشت. القاعده باید تکان می خورد. اما بن لادن ده سال در لانه ای خزیده و تبدیل به مرده متحرک شده بود. در تحولات ده ساله اخیر این بیت الله محسود یا ملا دادالله ها بودند که باغارت و قتل و ذبح انسان، میدانداری می کردند نه بن لادن! او نیاز به هیاهوی و قشون کشی نداشت. بن لادن واقعا قبلا مرده بود. جسم فرتوت و چشمان نگران او با جیب خالی در خانه ای متروک در شهر کوچک ابیت آباد چه خطری می توانست برای غرب داشته باشد؟! این را هم آمریکا می دانست و هم سیاست پیشگان فاحشه پاکستان و سازمان آی اس آی. از این رو در تبانی دیگر و برای مصرف انتخاباتی داخلی آمریکا، مرده متحرک بن لادن را هم آی اس آی فروخت و مزد آدم فروشی دیگری را کمایی کرد!

 

۴- چرا بن لادن را کشتند؟! بدون تردید بن لادن مستحق مرگ بود. اما آیا عدالتی که آقای اوباما خندان و خرامان تحقق یافته اعلام کرد، واقعا اجرا شد؟! یا عدالت آمریکایی با استاندارد دوگانه اش با عدالت معیار فرق می کند چنانکه در سوریه، لیبی و بحرین باهم فرق کرده است!! آمریکایی ها در افسانه دروغین به دام انداختن بن لادن چهار بار کوشیدند تا دروغ خود را تصحیح کنند؛ اما نشد. آن ها بن لادن را در حال مقاومت نکشتند. بلکه بن لادن را از آی اس آی خریدند و بعد شبانه بزدلانه او را به قتل رساندند. بن لادن در بستر و در حال خواب کشته شد. همراهانش نیز با لباس خواب و روی تخت های شان به قتل رسیدند. زنش نیز خوابیده کشته شد. این بود عدالت که آقای اوباما تحقق یافته اعلام نمود!! آقای اوباما برای مصرف انتخاباتی حزب خویش، درامه را خوب نوشته و اجرا کرد. موضع گیری های تند سیاست پیشه گان فاحشه پاکستانی نیز درامه دیگر برای به خواب کردن مردم پاکستان و خواباندن خشم طرفداران بن لادن است تا حقیقت این آدم فروشی مکتوم بماند. اگر چنین نبود، تا حال جنازه و سر بن لادن کشور به کشور گردانده می شد. بن لادن، با تمام جنایاتش به عنوان یک انسان، این حق را داشت که بی دفاع و خوابیده کشته نشود؛ بلکه در محکمه عادلانه بین المللی در دستان عدالت سپرده و به اشد مجازات محکوم شود. او باما با این اقدام حق وارثان هزاران کشته سازمان القاعده از افغانستان و پاکستان تا عراق و شمال افریقا و تا امریکا را یک جا با یک گلوله از بین برد! او باما به همه ظلم کرد هم به بن لادن و هم به خون هزاران شهید بیگناه که القاعده سلاخی کردند.

 

اما چرا نگذاشتند بن لادن محاکمه شود؟! شاید هیچ کس از فروشنده و خریدار نمی خواستند که این متاع سخنگوی لب باز کند و رازهای سر به مهری را که برای مکتوم ماندن شان هزاران انسان قربانی شده؛ در رسانه های جهان جار زده شود. بلی! بن لادن اگر لب باز می کرد، دیگر هالبروک زنده نبود که برایش صندلی خالی بگذارند؛ بلکه سران آمریکا و فاحشگان سیاست پیشه پاکستان و شاید برخی دیگر از همسایگان افغانستان نیز باید حساب پس می دادند. از این رو، بن لادن کشته نشد. صدای بن لادن خفه شد چون مرده نمی تواند شهادت دهد!

 

۵- چرا پاکستان بن لادن را فروخت؟! پاکستان، کشوری که همزمان و همراه با اسراییل بعد از جنگ دوم جهانی بر مبنای مذهب و قوم توسط انگلیس در جغرافیای جهان ظاهر شد- حیثیت وجودی اش تکثیر بذر نفاق و تفرقه بود.در طی شصت سال حیات این کشور، هیچ یک از همسایگانش از دست او خواب آرامی نداشته است. مرزهای پاکستان با هند و افغانستان همیشه تعمدا در اختیار گروهای دهشت افگن به ظاهر خود سر بوده در حالی که دقیقا از سوی سازمان آی اس آی هدایت داده می شده است. پاکستان و اسراییل همواره امنیت و ثبات خود را در نا امنی حواشی خود تعریف کرده اند. ثبات منطقه در کشورهای همجوار پاکستان، مساوی است با ادعای ارضی افغانستان بر نیمه غربی این کشور و ادعای ارضی هند بر کل شمال آن تا تا مرز اسلام آباد. این گروه های تربیت شده تروریستی است خرابکاری می کند و همیشه دامن حکومت پاکستان بالا و پاکیزه معرفی می شود!

 

فاحشگان سیاسی پاکستان جهاد افغانستان را آلوده کرد، رهبران جهاد را رسوا نمود. با تبلیغ ببر کاغذی کمونیسم که بیچاره آخرین نفس های خود را می کشید، چهارده سال غرب را دوشید و به بهانه تسلیح و تجهیز مجاهدان میلیاردها دالر نقد و میلیاردها دالر اسلحه های جدید را بدست آورد.

 

بعد از تربیت و ایجاد سازمان های مخوفی چون القاعده و شاخه افغانی آن یعنی طالبان کوشید به بهانه ایجاد امنیت و انتقال انرژی آسیایی میانه بازهم غرب را و عرب ها را بدوشد. وقتی این مهم ممکن نشد، این بار یک شبه تبدیل به کشور خط مقدم مبارزه با تروریزم گردید. خاک، در یا و آسمان پاکستان شد محل رفت و آمد چهل کشور در مبارزه با تروریزم. در حالی که ملاعمر را در کویته و بن لادن در پایگاه نظامی ابیت آباد پروار می کرد، ده سال آمریکا و جامعه جهانی را در بدل گرفتن میلیاردها دالر، در کوه های سلیمان و غارهای توره بوره و… سرگردان ساخت. اینک دیگر القاعده برای امریکا صرفا ارزش سمبلیک داشت نه رئال، از سوی دیگر این کشور همراه با انگلیس و مزدوران افغانش، در اجلاس لندن و سپس اجلاس لیسبون تروریسم را بر جامعه جهانی تحمیل کرد و قرار شد که بعد از این، حکومت افغانستان و جامعه جهانی برای تروریسم باج بدهند. پس قضیه حل بود. بن لادن هرچه بیشتر می ماند سکه بی ارزش تر می شد. اگر دقت شود، در این ده سال پاکستان بیش از هزار نفر از اعضای القاعده را به آمریکا فروخته است؛ اما از رهبران طالبان و گروه حقانی و حکمتیار که آزادنه در این کشور رفت و آمد و زندگی دارند، جز سفیر سابق طالبان که علنی حضور داشت، حتی یک سرباز را هم تسلیم نکرده است. پاکستان با تسلیم دادن بن لادن هم بارخود را سبک کرد هم بهایی آدم فروشی خود را دریافت کرد و هم کمکی نمود به روند به قدرت رساندن تروریسم در افغانستان به این بهانه که دیگر بن لادن نیست و تروریستان طالب، دیگر معارضان حکومت افغانستان هستند نه دست پرورده آی اس آی و القاعده.

 

۶- سخنی با دوستان افغانی پاکستان، کسانی که سال ها است با نسخه تجویز شده و فتوای پاکستان و انگلیس هموطنان خود را می کشند و کودکان دوازده ساله را وادار به انتحار می کنند، باید دریابند که دنیای سیاست بی وفا است و پدر و مادر نمی شناسد. سیاست اگر در دستان آلوده این فاحشکان باشد، بسیار بی وفاتر و مزورانه تر است. شما تا زمانی ارزش دارید که هیزوم دیگ منافع شان باشید ورنه تفاله های بزرگتر از شما همانند بن لادن، عمر شیخ و… ذلیلانه تر توسط این باداران سست اراده تان فروخته و تف شدند، شما که کسی نیستید. خیال نکنید که پاکستان با عمر نیم قرنه و با بیش از چهل هزار مدرسه علمیه و بیش از یک میلیون به نام طلبه علوم دینی، مرکز الازهر قاهره، نجف در عراق یا قم در ایران و یا دیوبند در هند است. نه! دخمه های است که به عنوان کارخانه های بزرگ تحمیق انسان های جاهل یا ساده و بی خبر برای پیشبرد اهداف نامشروع فاحشگان سیاسی پاکستان و آشوب و جنایت در سرزمین های پیرامونی بر پا داشته شده است. اگر جهان، گلوگاه فراخ این غول تحمیق آفرین را فشار ندهد، شاید سالیان دیگر، نفس خودش در پنجه های این غول به شماره بیفتد. کسی چه می داند؟!




طبقه بندی: اخبار، 
برچسب ها: بازی با مرده بن لادن، ایمن الظواهری، بن لادن، القاعده،
ارسال توسط reza ahmadi
آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظرتان راجع به عملکرد وبلاگ چیست؟





پیوند های روزانه
آی پی شما
امکانات جانبی